محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

15

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ديگر گفتند بگوى تا روح چيست و چه چيز است و چگونه است ؟ ديگر گفتند بگوى تا اصحاب الكهف چه مردمان بودند و حال ايشان چه بود ؟ و ديگر گفتند بگوى تا خداى عزّ و جلّ را بر پشت زمين پيغمبر چند بوده است مرسل ، و اول ايشان كه بود و آخر ايشان چه باشد ؟ و ديگر گفتند بگوى تا آهن به دست كه نرم گشته بود چون خمير تا او را هر چه خواست همى كرد . ديگر گفتند بگوى تا چشمهء روى روان كه را بوده است و از آن شارستان كه كرد رويين و آن شارستان كجا است و اندر آن شارستان چه چيز است ، و آنجا از آدميان كه رسيده است يا كه رسد ؟ ديگر گفتند بگوى تا بدان صحيفه اندر كه جبريل سوى داود پيغمبر آورد و با آن صحيفه يكى نگين بود انگشترى كه مرغ و ماهى و آدمى و پرى و ديوان همه مر آن را فرمانبردار بودند ، و جبريل مر آن صحيفه را سوى داود آورد و گفت همه فرزندان خويش را گرد كن ، هر آن فرزند از فرزندان تو كه اين مسأله ها را جواب گويد كه بدين صحيفه اندر است نبشته ، جواب آن تمام بگويد ، اين انگشترى ملكت به دو ده . پس سليمان عليه السّلام آن مسأله ها را جواب كرد . اكنون تو كه محمّدى بگوى كه آن مسأله ها چه بود و جواب آن چه بود ؟ و ديگر بگوى تا گور سليمان عليه السّلام كجا است و آن دو تن كه سوى گور او رفتند به طلب انگشترى ملكت كه بودند و چه رسيد بديشان ؟ و ديگر گفتند بگوى تا آن كه بود از آدميان كه با خداى عزّ و جلّ انبازى گرفت و اندر جهان بهشتى كرد و گفت اين بر مثال بهشت خداى است ؟ و ديگر گفتند بگوى تا آن بهشت كه او كرده بود كجا است و كه بود از آدميان كه آنجا رسيده بود و از خبر آن پرسيده بود ؟ و ديگر گفتند بگوى تا اول بنا بر پشت زمين كدام بوده است و از پيش آدم اين جهان به دست كه بوده است ؟ ديگر گفتند بگوى تا اول كسى كه بود بر پشت زمين كه بت پرستيد ، و رسم بت پرستيدن كه آورد بدين جهان اندر ؟ ديگر گفتند بگوى تا اول كسى كه بوده است كه شراب مست كننده خورده است و اين رسمها نهاد روزها بر بستر و جنبانيدن ، و